عباس اقبال آشتيانى
254
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
امرا و خواتين و نوينان براى جلوگيرى از هرجومرج او را متفقا به اين مقام اختيار كردهاند ، در اين صورت صلاح غازان در اين است كه بيهوده سپاهيان خود را فرسوده نكند و بخراسان برگردد . غازان كه جمعيت زيادى همراه خود نداشت مصمم برگشت شد ولى امير نوروز او را از اين حركت منع نمود و گفت كه چون مرگ مقدر است بهتر آنست كه مرد جان خود را با تحصيل افتخار معاوضه نمايد و به نيكنامى عمر را به پايان رساند غازان بر اثر ترغيب امير نوروز دل به دريا زد و 6000 نفر سپاهيان خود را ما بين سران سپاه خويش تقسيم نمود و در صورت فتح و پايدارى به هريك از ايشان تسليم حكومت يكى از ولايات ايلخانى را وعده داد و با قوت قلب به طرف آذربايجان حركت كرد . بايدو در هشترود آذربايجان خبر حركت غازان را به قصد قتال شنيد و چارهاى جز آن نديد كه طغاجار و امراى ديگر را به عجله با اردوئى به جلوگيرى او بفرستد . اردوى طرفين در پنجشنبه 5 رجب سال 694 در نواحى قربان شيره نزديكى رودخانه قريهء شيرگيران « 1 » با يكديگر مقابله كردند و چون بايدو آثار شكست را در جبههء سران سپاهى خود خواند بغازان پيغام داد كه خوب است صلح كنيم و بيش از اين ما بين ما دو تن كه از يك خاندانيم كشتار نشود غازان اين پيشنهاد را پذيرفت و قرار شد كه او و بايدو بىواسطهء غير ملاقات كنند و مطالب خود را مستقيما به يكديگر بگويند . در ساعت مقرر غازان و بايدو هركدام با جمعيتى از سپاهيان و امرا بملاقات هم شتافتند و يكديگر را در آغوش كشيده وعده دادند كه بعدها به لشكركشى اقدام نكنند و به عادت مغول كاسه گرفتند و مقدارى طلا در شراب حل كرده غازان و بايدو و جميع امرا از آن نوشيدند جز امير نوروز كه به علت ايمان به اسلام از نوشيدن آن عذر خواست . در اين ملاقات چنين مقرر شد كه بايدو كرمان و عراق و فارس را كه در عهد ارغون خان ضميمهء قلمرو او بوده به پسرش غازان واگذارد و مأمورين عايدات املاك آن ممالك را به خزانه غازان ارسال دارند و روز بعد بايدو مجددا تاجگذارى كند و بوسيلهء جشن و شادى عظيمى رفع غائله بعموم اعلام گردد .
--> ( 1 ) - در مغرب سرچشمهء رود قزلاوزن جزء ولايت مراغه .